مظفرمیکائیلی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مظفرمیکائیلی
آرشیو وبلاگ
      دانلودکده ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥

Top 20 شماره یک شامل 20 تراک از جدیدترین آهنگهای خارجی

دانلود کل آلبوم بصورت یکجا (اینجا کلیک کنید) سایز فایل: 70 مگابایت بصورت فشرده (Zip)

دانلود آهنگهای آلبوم به صورت تک تک (به زودی)

---

 
comment نظرات (39)
 
 
تولد دوباره
نویسنده : MADI - ساعت ۶:۴٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 

دوستان عزیز بعد از مدتی راکد بودن وبلاگم تصمیم گرفتم که دوباره وبلاگ رو با شیوه جدیدی سر و سامان بدم.

از این به بعد به جای گذاشتن تک آهنگ توی این وبلاگ (که خیلی هاشون به دانلود کردنش نمی ارزه) آهنگهارو گلچین می کنم و در پک های ٢٠ تایی هم به صورت فشرده و هم به صورت تک آهنگ توی وبلاگ می ذارم تا شما دانلود کنید و لذت ببرید .

منتظر نظرات و انتقاداتتون هستم .

 
comment نظرات (0)
 
 
2 تک آهنگ جدید و زیبا از بابک جهان بخش
نویسنده : MADI - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢
 

دانلود هر دو آهنگ در یک فایل زیپ (سایز ۵.۴٠ مگابایت) : سرور اول / سرور دوم

دانلود تک آهنگ منو از یاد ببر (سایز ٢.۶٩ مگابایت) : سرور اول / سرور دوم

دانلود تک آهنگ تیک و تاک (سایز ٢.٧١ مگابایت) : سرور اول / سرور دوم

---

 
comment نظرات (21)
 
 
تخت خواب
نویسنده : MADI - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸
 

 


یک شب که من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یک دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی."  

چی؟ یعنی چه؟ 

و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه بهم داد: 

تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطه‌ی فیزیکی ما هستی! 

و بعد در پاسخ به چشم‌های من که از حدقه داشت در می‌اومد اضافه کرد: 

تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟ 

خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم. 

فردای اون شب ترجیح دادم که مرخصی بگیرم و یک کمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدیم. 

چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم که بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفش‌ها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشواره‌ای الماس. 

حضورتون عرض کنم که از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فکر کنم سعی کرد من و امتحان که چون ازم خواست براش یک مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم." 

در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فکر کنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب کنیم." 

در همین لحظه بود که گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم." 

با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟" 

عزیزم من می‌خوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم برات مهمه." 

و موقعی که توی چشماش می‌خوندم که همین الاناست که بیاد و منو بکشه اضافه کردم: 

"چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی که برات می‌خرم؟" 
خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنک شده که فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره." 
 
comment نظرات (4)
 
 
50 مزیت مرد بودن
نویسنده : MADI - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸
 

۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست 


2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید 


3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه 


4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید 


5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است 


6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه 


7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید 


8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید! 


9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد 


10- فقط شما میتونید برید استادیوم 


11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید 


12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید 


13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید 


14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید 


15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید 


16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره 


17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید 


18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید 


19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید 


20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید 


21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟ 


22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا… 


23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید 


24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید 


25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید 


26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید 


27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید 


28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید 


29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید 


30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه 


31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRT این قضیه رو خرابش کرد) 


32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید 


33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید 


34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه 


35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون 


36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید 


37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید 


38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) 


39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره 


40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست 


41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید 


42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند 


43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید 


44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد 


45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید 


46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) 


47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد 


48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید 


49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید 


50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

 
comment نظرات (2)
 
 
مردان به دنبال زیبایی. زنان ه دنبال پول ...
نویسنده : MADI - ساعت ۱:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠
 

بسیاری از افراد ادعا می کنند که برای انتخاب همسر، پول یا ظاهر همه چیز نیست. اما طبق یک تحقیق و بررسی بین المللی، زمانی که در موقعیت انتخاب قرار می گیرند، مردان به دنبال زیبایی می روند و زنان ثروت و امنیت را بر می گزینند .

"پیتر تود"، دانشمند دانشگاه ایندیا آمریکا به همراه همکاران خود از آلمان، انگلستان و اسکاتلند، با برگزاری یک سری جلسات قرارهای عاشقانه در آلمان، سعی کردند تا بررسی کنند که افراد در انتخاب همسر، واقعا به دنبال چه چیزی هستند.

تود گفت: «با وجود اینکه اشخاص به خودشان مباهات می کنند که در حد بالایی رشد و ترقی کرده اند، اما بیشتر آنها هنگام گزینش همسر، هنوز هم مانند انسان های اولیه سنتی رفتار می کنند. تئوریهای تکاملی روانشناسی نشان می دهد که مردان و زنان باید ویژگیهای متفاوتی را در یکدیگر جستجو کنند.»

این تحقیق بر اساس جلسات قرارهای عشقی بود که در آن مردان و زنان با بیش از ٣٠ نفر مختلف، یک قرار کوتاه بین ٣ تا ۵ دقیقه داشتند.

پس از هر قرار، هر مرد و زن بر روی مربع یک کارت علامت میزدند که آیا تمایل دارند که آن فرد را دوباره ملاقات کنند یا نه. قبل از برگزاری این جلسات، از ۴۶ فرد بزرگسال خواسته شد تا پرسشنامه ای را پر کنند تا خودشان و همسر ایده آل خود را بر طبق ویژگیهایی همانند جذابیت و زیبایی، موقعیت مالی، سلامتی و وضعیت خانوادگی ارزیابی و مشخص کنند.

تود گفت که شرکت کنندگان اظهار کرده بودند که دوست دارند تا کسی مشابه خودشان بیابند، یک پاسخ قابل قبول اجتماعی. اما هنگامی که جلسات قرار آغاز شد، مردان به دنبال زنان زیباتر و جذاب تر رفتند و زنان به سمت ثروت و امنیت مادی جذب شدند. البته مردان به اندازه زنان مشکل پسند و سخت گیر نبودند.

به طور متوسط، مردان می خواستند که ۵٠ درصد از این زنان را دوباره ببینند، در حالی که زنان تمایل داشتند که تنها یک سوم مردان را دوباره ملاقات کنند.

 
comment نظرات (2)
 
 
ضرب المثل های به روز شده !
نویسنده : MADI - ساعت ۱:۴۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠
 

 

بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

"کافی میت" نخورده و دهن سوخته!

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید --- نه آنکه فروشنده بگوید

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)

سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!نیشخند

 
comment نظرات (1)
 
 
راننده قانون مدار
نویسنده : MADI - ساعت ۱:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٩
 

تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه:
چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟
مرد می گه:
می رم گواهینامه می گیرم.
زنش سریع می گه:
جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه.
بچشون از اون پشت می گه:
بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟
یه صدا از صندوق عقب می یاد:
از مرز رد شدیم یا نه؟

 
comment نظرات (2)
 
 
فرشته نگهبان
نویسنده : MADI - ساعت ۳:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳
 

مردی داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بروی کشته می شوی .
مرد ایستاد و در همان لجظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرش را نگاه کرد اما کسی را ندید .
بهر حال نجات پیدا کرده بود .
به راهش ادامه داد .به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت :
- بایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد .بازهم نجات پیدا کرده بود .
مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فکری کرد و گفت :
- اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کدام گوری بودی ؟

 
comment نظرات (1)
 
 
آنکس ...
نویسنده : MADI - ساعت ۱٢:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠
 

آنکس که بداند و بداند که بداند

باید برود غاز به کنجی بچراند

 

آنکس که بداند و نداند که بداند

بهتر که رود خویش به گوری بتپاند

 

آنکس که نداند و بداند که نداند

با پارتی و پولش خرک خویش براند

 

آنکس که نداند و نداند که نداند

بر پست ریاست ابدالدهر بماند !

  نظرات ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥
فوتبال ایران در حال نابودی است
نویسنده : MADI - ساعت ۴:۵٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢
 
مهدوی کیا هشدار داد:
فوتبال ایران در حال نابودی است

 

 

 

جام جم آنلاین: "مهدی مهدوی کیا" ملی پوش باسابقه فوتبال ایران که اکنون در آلمان توپ می زند، با انتقاد شدید از وضعیت کنونی حاکم بر فضای ورزش و رفتار دست اندرکاران، تماشاگران و مطبوعات کشور در این زمینه هشدار داد فوتبال ایران در حال نابودی است و آینده ای برای آن وجود ندارد.

مهدوی کیا که ساعاتی پس از اعلام استعفا و برکناری "محمد مایلی کهن" از سرمربیگری تیم ملی سخن می گفت، در مصاحبه ای با خبرنگار ایسنا در آلمان تاکید کرد:  باید مطبوعات، جامعه فوتبال و مسوولان دست به دست هم بدهند و در فضای کنونی که دارد فوتبال ایران نابود میشود، به طرح مباحثی همچون تبانی، توهین و بی ادبی در فوتبال پایان دهند.

وی تصریح کرد: فوتبالیست و مربی در یک فضای آرام می تواند کار کند. ما نمی‌توانیم به دنبال مسائل حاشیه‌ای باشیم و بعد توقع داشته باشیم که موفق شویم.

وی با ابراز تاسف شدید از فضای کنونی حاکم بر فوتبال ایران و اظهار ناامیدی نسبت به آینده آن گفت: "...وقتی فوتبال ما فقط شده ادعای تبانی، بی ادبی و درگیری چطوری می شود که امیدوار بود، شما وضعیت ورزشگاه ها را ببینید. وقتی یک تماشاگر به خودش اجازه می دهد که به راحتی به یک بازیکن و مربی فحاشی کند و ناسزا بگوید و هیچ اتفاقی هم نمی افتد، باید به حال این فوتبال تاسف خورد."

مهدوی کیا افزود:  باشگاه‌های ما پسوند فرهنگی دارند اما هیچ کاری انجام نمی شود. ما فقط داریم شعار می دهیم. روزنامه های ما از تبانی حرف می زنند، بازیکنان و مربیان ما بد اخلاقی می کنند، تماشاگران فحاشی می کنند. این‌ها واقعا ناراحت کننده است. هیچ کس هم به فکر نیست و همه تنها شعار می دهند. .."

وی خاطرنشان کرد: تبانی بحث بسیار زشتی است اما زشتی اش را در فوتبال ایران در دست داده و بدون این که چیزی ثابت شود همه از تبانی حرف می‌زنند. هر تیمی که نمی تواند نتیجه بگیرد به جای پرداختن به مسائل فنی، مطالب دیگری را مطرح می کنند.

متن کامل این گفت وگو را که پس از تمرین شب گذشته اینتراخت فرانکفورت و ساعتها پس از موافقت فدراسیون فوتبال با استعفای مایلی کهن انجام شده است، پیش رو دارید:

آقای مهدوی کیا، هر هفته ما برای مصاحبه با شما سوژه جذابی داریم. این هفته هم که در جریان هستید؟

مگر چه اتفاقی افتاده است.

*اینکه فدراسیون فوتبال با استعفای مایلی کهن موافقت کرده است.

من نمی دانستم. مگر مایلی کهن استعفا کرد؟

مایلی کهن بیانیه‌ای صادر کرد که فدراسیون فوتبال آن را به استعفا تعبیر کرد و مایلی کهن از تیم ملی کنار گذاشته شد.

من در جریان این خبر نبودممتاسفانه در شرایطی که باید برای سه بازی آینده تمام تمرکزمان را بگذاریم و تمام نیروی مان را جمع کنیم، درگیر مسائلی شده ایم که خیلی عجیب است. در این دو هفته اخیر مطالبی را در روزنامه ها خوانده‌ام که برای من و تمام کسانی که از بیرون به فوتبال ایران نگاه می کنند، غیر قابل باور است.

*آنقدر اتفاقات عجیب و غریب در فوتبال ایران افتاده که واقعا نمی دانیم منظور شما کدام موضوع است.

من نمی دانم چطور می شود که مسائلی نظیر تبانی در فوتبال ایران مطرح می شود، در حالی که هیچ اتفاقینیفتاده، ما می بینیم برخی از روزنامه ها می نویسند که احتمالا در فلان بازی تبانی می‌شود و در فلان بازی چه می شود. آخر من نمی دانم، مگر می شود هنوز اتفاقی نیفتاده چنین ادعایی داشت.

*در فوتبال ما عادت شده وقتی تیمی نتیجه نمی گیرد، یکسری مطالب مطرح می‌شود.

چنین مساله‌ای با هیچ عقلی جور در نمی آید. وقتی یک مربی نمی تواند موفق بشود و تیمش قدرت غلبه بر یک تیمی را ندارد، نباید چنین مسائلی را مطرح کند. ممکن است تبانی در همه جای دنیا رخ بدهد ولی تا وقتی ثابت نشده هیچ کس جرات ندارد از آن حرف بزند و از آن چیزی بنویسند ولی اینجا من نمی دانم چه اتفاقی دارد می‌افتد که همه روزنامه ها و خبرگزاری ها از تبانی حرف می‌زنند. این برای یک تماشاگر ذهنیت ایجاد می کند. وقتی روزنامه ها می نویسند که احتمال دارد در یک بازی تبانی رخ بدهد، طبیعی است که وقتی یک تماشاگر جوان می خواهد برود ورزشگاه، اگر یک بازیکن در طی بازی و با یک اشتباه معمولی توپ را به اشتباه وارد دروازه خودش بکند، در ذهنش جرقه می زند که این بازی یک تبانی بوده است.

*از شروع سال 88 نتایج تیم های ایران در مسابقات مختلف ناامید کننده بوده. شما به لحاظ فنی وضعیت را چطور می بینید؟

بحث فنی در این شرایط بی معنی است. من نمی توانم بحث فنی داشته باشم اما اخباری که از ایران می شنوم تاسف بار است و با این اوضاع آینده ای را برای فوتبال ایران نمی بینم.

*ما که امیدواریم شرایط تغییر کند.

آخر چطور امیدوارید. وقتی فوتبال ما فقط شده ادعای تبانی، بی ادبی و درگیری چطوری می شود که امیدوار بود، شما وضعیت ورزشگاه ها را ببینید. وقتی یک تماشاگر به خودش اجازه می دهد که به راحتی به یک بازیکن و مربی فحاشی کند و ناسزا بگوید و هیچ اتفاقی هم نمی افتد، باید به حال این فوتبال تاسف خورد. باشگاه‌های ما پسوند فرهنگی دارند اما هیچ کاری انجام نمی شود. ما فقط داریم شعار می دهیم. روزنامههای ما از تبانی حرف می زنند، بازیکنان و مربیان ما بد اخلاقی می کنند، تماشاگران فحاشی می کنند. این‌ها واقعا ناراحت کننده است. هیچ کس هم به فکر نیست و همه تنها شعار می دهند. تبانی بحث بسیار زشتی است اما زشتی اش را در فوتبال ایران در دست داده و بدون این که چیزی ثابت شود همه از تبانی حرف می‌زنند. هر تیمی نمی تواند نتیجه بگیرد به جای پرداختن به مسائل فنی، مطالب دیگری را مطرح می کنند.

*این تقریبا عادت شده که در هفته های پایانی مسائلی از این دست مطرح می شود.

من یک سوال دارم. مگر فقط ما هفته آخر داریم. مگر در لیگ های اروپایی بازی ها حساس نیست. پس چه می‌شود که آنجا چنین مباحثی مطرح نمی شود ولی ما در ایران چنین حرف‌هایی می زنیمبه هر حال بحث تبانی در همه جای دنیا از جمله آلمان که منظم‌ترین لیگ دنیا است اتفاق می افتد. من خودم چند سال پیش در یک بازی که مشکوک به تبانی بود حضور داشتم. هرچند که بعدها و پس از انجام تحقیقات فراوان مشخص شد که داور آن بازی مشکوک سوت زده اما وقتی پس از پایان بازی در رختکن ما اعتراض کردیم و گفتیم که داور مشکوک سوت زده، پس از آن مدیر و مربی تیم فریادی بر سرما کشیدند و گفتند که شما بازی بدتان را با داوری توجیه نکنید. در فوتبال اروپا چنین اتفاقاتی می افتد اما در فوتبال ما به راحتی و قبل از اینکه اصلا بازی شروع شود ما از تبانی صحبت می کنیم. طرح چنین مسائلی غیر از اینکه ذهن جامعه ورزش ما را درگیر می کند و آرامش را برهم می زند چیزی ندارد. دیروز تیم باشگاهی‌مان در این فضا از یک تیم قطری پنج گل خورد وفردا هم حتما نوبت تیم ملی است. متاسفانه با تمام احترامی که برای رسانه ها قائل هستم اما برخی از آنها هم به این فضا دامن می زنند.

اما اگر چنین مسائلی توسط مربیان مطرح نشود، رسانه‌ها هم به آن نمی‌پردازند؟

باید قبول کرد که بعضی مطالب ارزش نوشتن ندارند. اگر مطالبی این چنینی نشر نشود، طبیعی است که مسائلی دیگر پشت آن مطرح نمی‌شود اما در این دو هفته فوتبال ما تعطیل شده و برخی از روزنامه ها و خبرگزاری ها به مسائلی نظیر تبانی و توهین و دعوا می پردازند.

یعنی مقصر اصلی رسانه ها هستند.

من این را نمی گویم. همه این وسط مقصر هستند اما رسانه ها باید چنین مسائلی را کنترل کنند. باید فرهنگ سازی کنند. بعضی مطالب قابل نوشتن نیست. الان ما باید تمام فکر و ذکرمان سه بازی مهم پیش رو باشد اما متاسفانه شما می گویید مایلی کهن استعفا داده و حالا دوباره باید از اول هر چیز را بسازیم.

*در این شرایط چه کار می توان کرد؟

من یک بازیکن هستم و مسوولیتی ندارم که بخواهم بگویم چه کار کنیم اما باید مطبوعات، جامعه فوتبال ومسوولان دست به دست هم بدهند. با جوی که وجود دارد فوتبال ایران نابود می شود. باید طرح مباحثی همچون تبانی، توهین و بی ادبی از فوتبال ایران جمع شود. فوتبالیست و مربی در یک فضای آرام می تواند کار کند. نمی‌توانیم به دنبال مسائل حاشیه‌ای باشیم و بعد توقع داشته باشیم که موفق شویم. باید از یک جایی شروع کنیم. مسوولان باید شرایطی را به وجود بیاورند که از این فضا خارج شویم. من واقعا نمی فهم که چطور می شود یک تماشاگر که زحمتی برای فوتبال نکشیده به یک بازیکن که سال‌ها جوانی اش را برای فوتبال گذاشته، بی احترامی کند و به خانواده او فحش ناموسی بدهد. آن تماشاگر خودش را جای آن بازیکن بگذارد آیا می تواند لحظه‌ای جای او باشد. کسی که به ورزشگاه می آید باید جنبه برد و باخت داشته باشد. در همه جای دنیا تماشاگران حق دارند اعتراض کنند اما حق ندارند که به بازیکنان فحاشی کنند. بازیکنی که وارد زمین می شود، می خواهد که تیمش برنده باشد و تلاشش را هم می کند. یک بار نتیجه دلخواه به دست می آید، یک بار هم تیم می بازد اما دلیل نمی‌شود که بخواهیم توهین کنیم.

*اشاره شما به اتفاقی است که بعد از بازی ایران و عربستان افتاد؟

آن یک نمونه اش است. در آن بازی همه بازیکنان تلاش شان را کردند اما بعد از بازی یک تماشاگر آمد و بد وبیراه گفت و هیچ کس هم کاری با آن نداشت. آمدیم سه ملی پوش را محاکمه کردیم، اما با آن فردی که فحش ناموسی داد، هیچ کس کاری نداشت. چطور یک تماشاگر می تواند در فاصله یک متری به بازیکن تیم ملی ناسزا بگوید. ما متاسفانه به دنبال علت نمی گردیم. خدا را شکر الان طوری شده که همه یک دوربین دستشان است و از اتفاقات فیلم می گیرند و می شد به راحتی آن فرد را شناسایی کرد. حدود سی، چهل شاهد هم در آن صحنه بود اما هیچ کس نپرسید که این آقا چه کسی بود. این وظیفه مطبوعات است که وقتی به کتک کاری یک ملی پوش می‌پردازند به علت درگیری هم بپردازند. علت درگیری آن آقا بود. کسی کهبه خودش اجازه داد به ملی پوش که تمام تلاش اش را کرده توهین کند.

*ظاهرا دل پری از این اتفاقات دارید؟

واقعا ناراحت کننده است. من در روزنامه ها می خوانم که فلان داور پس از قضاوت یک بازی گفت وگویی را انجام داده و گفته خانواده اش تهدید شده اند. واقعا من نمی دانم که در فوتبال ایران چه خبر است.

*با این شرایط چه قدر باید امیدوار بود؟

ببینید، فوتبال عربستان در یک برهه‌ای به مشکل برخورد وتنها چهار امتیاز کسب کرد. آنها حرف نزدند وعمل کردند و آمدند ما رادر تهران شکست دادند اما ما چه کار کردیم. به جایی که الان تمام نیروی مان را برای پیروزی برابر کره شمالی جمع کنیم، داریم عکس آن عمل می کنیم و کار به جایی رسیده که تیم ملی باز بدون سرمربی شده است

 
comment نظرات (3)
 
 
تست شخصیت با بوی دلخواه !
نویسنده : MADI - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است. به همین علت است که ارتباطات بویایی تشکیل شده در دوران کودکی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شکل دهد. "

بنابراین آن بوی خوشی را که حس می‌کنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد ، از بین گزینه‌های زیر انتخاب کرده و ببینید که " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟

تذکر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه‌های زیر ، فقط یک گزینه را انتخاب نمایید ...

گزینه یک - بوی کلر در استخرهای بزرگ

گزینه دو - بوی کباب ، همبرگر و ...

گزینه سه - بوی سبزه و گل

گزینه چهار - بوی کرمهای ضدآفتاب

گزینه پنج - بوی بچه کوچک

برای دیدن پاسخ ها اینجا کلیک کنید ...

 

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (3)
 
 
آیا شما یک قاتل هستید ؟؟؟
نویسنده : MADI - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید یک تست روانشانی است .

متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:

سؤال :
یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمیشناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهرخود را می کشد.

 


به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

 


چند دقیقه با خود فکر کنید .

.

.

.

جواب:

 

برای اینکه بدانید چقدر احتمال دارد که شما یک قاتل حرفه ای باشید اینجا کلیک کنید ...

 

 

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (0)
 
 
عروس خون
نویسنده : MADI - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ....

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند ...

 

 

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
comment نظرات (4)
 
 
خجالت با صدای حسین فلاح و پورزاد
نویسنده : MADI - ساعت ۱۱:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۶
 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (1)
 
 
خــالی با صدای ابـی
نویسنده : MADI - ساعت ۱٠:۵۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۶
 

به نظر من این یکی از شاهکارهای ابی هستش . از دست ندین ...

برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (0)
 
 
به پای حرفام با صدای علی عبدالمالکی
نویسنده : MADI - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۵
 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (0)
 
 
تک آهنگ جدید فرزاد فرزین با نام نم نم بارون
نویسنده : MADI - ساعت ٧:۱۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱
 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 
ادامه مطلب...
comment نظرات (1)
 
 
رفع مشکل
نویسنده : MADI - ساعت ۵:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱
 

توی وبلاگ مشکلی به وجود اومده بود که رفع شد . ولی متاسفانه به علت نداشتن بک آپ نمیتونم عکسهای قبلی رو دوباره براتون بذارم .

از این به بعد بازم در خدمتتون هستم ...

--------------------------------------------------

 

 

--------------------------------------------------

  نظرات ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥
منشی اس ام اسی
نویسنده : MADI - ساعت ۳:٠۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۵
 

این برنامه که عکسش رو مشاهده میکنید یه جور منشی اس ام اسی هستش که اگه جایی باشید که نمیتونید جواب اس ام اس هاتون رو بدین یه اس ام اسی که خودتون میتونید ویرایش کنید رو برای شماره هایی که توی اون تایم براتون اس ام اس می فرستن ارسال میکنه . (این برنامه فقط روی گوشی های ویندوز موبایل قابل نصبه ، برای گوشی های دیگه با سیستم عامل های دیگه هم این برنامه وجود داره که بعدا براتون میذارم )

 
comment نظرات (1)
 
 
تصویر رویا
نویسنده : MADI - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۵
 

شب از مهتاب سر میره

تمام ماه تو آبه

شبیه عکس یک رویاست

تو خوابیدی جهان خوابه

زمین دورتو میگرده

زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو

عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی از

گل و مهتاب و لبخندی

شب از جایی شروع میشه

که تو چشماتو می بندی

تو رو آغوش میگیرم

تنم سر ریز رویا شه

جهان قد یه لالایی

توی آغوش من جاشه

تو رو آغوش میگیرم

هوا تاریکتر میشه

خدا از دستهای تو

به من نزدیکتر میشه

زمین دور تو میگرده

زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو

عجب عمقی به شب داده

تمام خونه پر میشه

از این تصویر رویایی

تماشا کن تماشا کن

چه بیرحمانه زیبایی

...

شاعر این شعر روزبه بمانی هستش

این شعر قشنگ رو توی آلبوم جدید داریوش میتونید با صدای قشنگ داریوش بشنوید و لذت ببرید .

اگر این آلبوم رو هنوز دانلود نکردین اینجا کلیک کنید

 
comment نظرات (2)
 
 
ٌW427W
نویسنده : MADI - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۴
 

رانندگی بدون دخالت دست و پا با 250 کیلومتر در ساعت

دانلود از سرور اول

دانلود از سرور دوم

دانلود از سرور سوم

لطفا اگر در دانلود کردن مشکلی بوجود اومد من رو در جریان بذارید

 
comment نظرات (2)
 
 
بازی با کلمات
نویسنده : MADI - ساعت ٢:٠۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۴
 

یه بازی ساده فکری ولی گاهی اوقات سخت

(البته برای جدول بازا فکر نکنم زیاد سخت باشه)

برای دانلود بازی اینجا کلیک کنید (حجم فایل فقط ٢ مگابایت)

  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - دوشنبه ۱٤ تیر ،۱۳٩٥
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥ سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥ سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٥ به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من پایان نامه پرتال زیگور طراح قالب